تبليغاتX
بی همتا

بی همتا

به نام یکتای بی همتا

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 اسفند1388ساعت 15:53  توسط ستاره  | 

السلام علیک یا سید الشهدا

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 دی1388ساعت 14:44  توسط ستاره  | 

تنها...

هیچ کس با من در این دنیا نبود

هیچ کس مانند من تنها نبود

هیچ کس دردی ز دردم بر نداشت

بلکه دردی نیز بر دردم گذاشت

 هیچ کس فکر مرا باور نکرد

 خطی از شعری مرا از بر نکرد

هیچ کس معنای آزادی نگفت

در وجودم رد پایش را نجست

هیچ کس آن یار دلخواهم نشد

 هیچ کس دمساز و همراهم نشد

 هیچ کس جز من چنین مجنون نبود

 در کلاس عاشقی دلخون نبود......

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 آذر1388ساعت 15:35  توسط ستاره  | 

ماه من

ماه من؛

دل به غم دادن و از یأس سخن ها گفتن

کار آنهایی نیست که خدا را دارند

ماه من؛

غصه و اندوه اگر هم روزی

مثل باران بارید؛ یا دل شیشه ای ات

از لب پنجره ی عشق زمین خورد و شکست

با نگاهی به خدا ؛ چتر شادی وا کن

و بگو با دل خود

که خدا هست ؛ خدا هست

او همانی است که در تار ترین لحظه ی شب

راه نورانی امید نشانم می داد

او همانی است که هر لحظه ،دلش می خواهد

همه ی زندگی ام؛ غرق شادی باشد

ماه من؛

غصه و اندوه اگر هست بگو تا باشد

معنی خوشبختی؛ بودن اندوه است

این همه غصه وغم؛ این همه شادی و شور

چه بخواهی و چه نه؛ میوه ی یک باغند

همه را با هم و با عشق بچین

ولی از یاد مبر

پشت هر کوه بلند

سبزه زاریست پر از یاد خدا

و در آن باز کسی می خواند

که خدا هست؛ خدا هست

و چرا ؟غصه چرا؟!

 عیدتون مبارک.....

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 آذر1388ساعت 11:10  توسط ستاره  | 

دهکدی عشق

کاش در دهکده ی عشق فراوانی بود

توی بازار صداقت کمی ارزانی بود

کاش اگر گاه کمی لطف به هم می کردیم

مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود

کاش دریا کمی از درد خودش کم می کرد

قرض می داد به ما هرچه پریشانی بود

کاش به تشنگی پونه که پاسخ دادیم

رنگ رفتار من و لحن تو انسانی بود

مثل حافظ که پر از معجزه و الهام است

کاش رنگ شب ما هم کمی عرفانی بود

چه قدر شعر نوشتیم برای باران

غافل از این دل دیوانه که بارانی بود

کاش سهراب نمی رفت به این زودی ها

دل پر از صحبت این شاعر کاشانی بود

کاش چشمان پر از پرسش مردم کمتر

غرق این زندگی سنگی و سیمانی بود

دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم

راز این شعر همین مصرع پایانی بود

+ نوشته شده در  شنبه 7 آذر1388ساعت 11:17  توسط ستاره  | 

زیباترین لحظه زندگی ام

زیباترین لحظه زندگی ام

چه لحظه زیبایی است آنگاه که تو در کنارمی....

چه گرمایی دارد آن دستان مهربانت ...

آن لحظه که در کنارمی احساس میکنم که به تنها آرزوی زندگی ام رسیده ام...

دلم میخواهد برای همیشه و تا ابد در کنار تو باشم و با گرمای عشق تو زندگی کنم عزیزم...

حتی یک لحظه نیز طاقت دوری تو را ندارم ای بهترینم...

چه آرامشی دارم آنگاه که سرم را بر روی شانه های مهربان تو میگذارم و تو نیز مرا نوازش

میکنی و به من میگویی که دوستم داری....

لحظه ای که در کنار تو هستم ، لحظه ای است که به اوج عشق می رسم و با تمام وجود عشق
 
 را حس میکنم!

عاشقانه تو را در میان آغوش خویش میگیرم و برایت اشک میریزم و التماست میکنم که هیچگاه
 
مرا تنها نگذاری !

این قلب عاشقم بدجور به وجود تو نیاز دارد و دستانم تشنه گرفتن آن دستان گرم تو می باشند!

چه لحظه عاشقانه ای است ، آنگاه که تو در آغوشمی و به من عشق و محبت می رسانی !

در کنار تو بودن را برای همیشه میخواهم و میدانی که با عطر نفسهایت زنده ام!

کاش برای همیشه در کنارم بودی و هیچگاه حتی یک لحظه نیز از من دور نمی شدی!

زندگی برایم با وجود تو زیباست و آنگاه که در کنار تو هستم زیباترین لحظه زندگی ام خواهد

بود .... آن لحظه است که دلم میخواهد هر چه احساس عاشقانه در وجودم است را به تو

ابراز کنم .... آن لحظه تمام رازهای عاشقانه در دلم فاش می شوند!

چه لحظه زیبایی است آنگاه که با آن چشمان زیبایت به من نگاه میکنی و لبخند عاشقانه ای

میزنی و مرا در آغوش خودت می فشاری!

الهی من فدای آن چشمان زیبایت شوم ، فدای آن قلب مهربانی شوم که بدجور مرا عاشق کرده است....

اگر می دانستی چقدر دوستت دارم بیشتر از همیشه قدر مرا می دانستی !

قدر تو را می دانم ای تک ستاره آسمان زندگی و به وجود تو در قلبم افتخار میکنم!

چه لحظه زیباتری است آنگاه که تو به من میگویی که دوستت دارم عزیزم....

این حس عاشقانه من است ، آن لحظه آتش عشق من آنقدر شعله ور می شود که مرا

می سوزاند! دلم میخواهد بسوزم باز بگو که دوستم داری ای بهترینم....
زیبا
+ نوشته شده در  جمعه 10 مهر1388ساعت 22:0  توسط ستاره  | 

یا حق

سلام به همه ی رفقا ، عیدتون مبارک .حالتون چطوره؟ چند وقت بود که مطلب تازه ای نزده بودم یعنی نداشتم که بزنم، عذر میخوام. راستی فرخنده عید سعید فطر را به همه ی مسلمانان جهان تبریک میگم و امیدوارم تمام روز هاشون سراسر خوشی باشه.توی این هفته اتفاقات دیگه ای هم رخ داد از جمله روز جهانی قدس . و فکر میکنم همتون تو راهپیمایی شرکت داشتید و با صدای بلند از مردم بی گناه فلسطین دفاع کردید.وبیایید همه دست در دست همدیگر متحد شویم و به بزرگترین دشمن فلسطین بگوییم .....ما هستیم و شعاری که همیشه بر زبان خواهیم داشت: (القدس لنا والنصر لنا).

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 شهریور1388ساعت 20:1  توسط ستاره  | 

و بیا...

 و با سلامی که کلامم را آغاز میکنم ...

و با عشقی که عاشقانه می نویسم ...

                                                       

و نگاهم را که به سوی آسمان دوخته ام ...                       

                           و بغضی که در گلو دارم ...               

و صدایی که آهسته

میگوید :                                                                                                                                                               

و شاید عبور شهاب سنگ خبر آمدنش باشد   

و شاید زمان آن است که بگویم : 

و بیا که چشمان کودکان برای دیدنت به آسمان دوخته شده

و بیا...

+ نوشته شده در  جمعه 9 مرداد1388ساعت 11:11  توسط ستاره  |